مدیترانهی من

----------------------------------------------------------------------------------------

می خواهم زیر چتر تو خیس شوم ،
خیس تر از بارانی ات عزیز !...
سیاه...
سبز....
رنگ چشمهات منم .
اشتباه نمی کنم....این راه
مرا به تو نمی رساند ،
بگیرم یا بغل .. آمدم .
می خواهم در پیراهن تو بمیرم
بی شرم تر ازهنوز
و با قرمزی مشکوک گونه هات
غروب را
پشت زیباترین کوهها ببرم !..
چه دوری عزیز
دورتر از دستهای من
که در جیب این شعرهای نگفته
پرسه می زند !...
در خودم جمع می شوم
تقسیم تو می شوم
و این عبارت هنوز امیدوارکننده است.
من همیشه برای تو شاعر بوده ام
تو همیشه برای من شعر،
آی…آبی تر از خزر
مدیترانه ی من ،
دوستت می دارم !...
کفشهایم را نگاه کن
از گلیم خودم دراز تر شده است ،
حالاست که روی پاهای خودم
بهانه دستِ دستهام ندهم !...
کاش این شعر را
تقدیم تو می کردم..اما
دوری عزیز..
دورتر از برف زمستان امسال
که نیامده من دارم شعر رو موهات
پارو می کنم !..
اشتباه نمی کنم ،
این دلیل مرا به تو نمی رساند ،
ساعتِ تلخ گریه است ،
بگیرم یا بغل ... آمدم !....

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪