ساعت
............................................

ساعت چه اختراع ناشیانه ای ست
وقتی زبان گلایه ندارد ،
با کوک صدات بیدارم کن .
همه ی دوستت دارم ها
بالشی ست که خیس می شود ،
شوری ی تمام دریاها زیر سر من و توست .
همین روزها گونه ای پرنده دیده خواهد شد
که طرحی از گونه هات روی پرهاش
نقاشی شده است ،
پرنده ای که با حنجره ی تو پشت پنجره ها می خواند .
و جسدی که دریا پس می زند
بی شک منم .
ساعت چه اختراع ناشیانه ای ست
وقتی زبان ما را نمی فهمد .