
جایی خوانده ام در کوبا در روز مخصوصی از سال دختران باکره در مزارع تنباکو دور هم جمع
میشن ، با دامن هایی زیبا شروع به جمع آوری محصول می کنند .
بعد چند
ساعت خستگی در حالی که در آن مزارع مقامات بلند پایه ی کشوری هم حضور دارند
، دامن های خود را بالا می زنند و برگ تنباکو رو با عرق روی ران های خود
به صورت لوله مانند می پیچند .
این سیگار برگ یکی از گران ترین سیگارهای کوباست .
و اما شعر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ران های خیس از بی هم آغوشی
با دست های بوی ودکا و علف
تا کی
بی مرد خواهد ماند ؟
سیگاری از دامن ات آتش بزن
دختر برگ های بی پاییز
و روی لب های من بگذار
قول می دهم دودش به چشم خودم برود ...
تا کی به انتظار سال بعد
پسرکان سرزمین ات
چوب کبریت بر لب بگذارند و
خیال کنند که بزرگند و
وقت عشق بازیشان نیست .
آی دختر دودهای غلیظ
عشق ات ، تمام اراضی این کشور را
اشغال کرده است .
برگرد و زیر بوته ای کمین کن
این بازی
بکارت تو را
نشانه رفته است .
به چیدن گل های دامن ات اکتفا کن ،
به زیباترین وقت ممکن
عاشق خواهی شد .
و سه کوتاه
1
آنقدرها فقیر هم نیستم
خانه ای برای تو می سازم در ذهنم
و خورشید را با خدا معامله می کنم
تا غروب و طلوعش دست خودمان باشد .
ما در تاریکی همدیگر را بهتر می فهمیم .
پشت پنجره دریا را
هر چقدر دوست داری ادامه بده
هر چقدر دوست داری پرنده بکش
حنجره هاشان را با حنجره ات کوک کن ،
این ثروت تمام نمی شود .
عزیز ِ رویاهای شاعرانه
ابری می خواهد ببارد
برف و بارانش را تو مشخص کن
و هزار آرزوی دیگری که اگر نباشی
بر می گردم به اتاقم
سیگاری روشن می کنم
درست مثل همین لحظه
شعری می نویسم
و بعد
نمی دانم چه می شود ...
2
دوست می دارم جنگی شروع شود
بروم خط مقدم
بلند شوم
به آن سوی خاکریز بگویم
هدف را درست نشانه برود
به سمت گلوی من شلیک کند ،
این بغض لعنتی منفجر شود .
این همه اشک
پزشکی بی قانونی را ، قانونی خواهد کرد .
باید خودت را برسانی
شهادتم را ثابت کنی
قول داده ام به تو
که خودم را به تختت برسانم ،
قبل از اینکه در گورهای دست جمعی بخوابم
اما ...
گریه یعنی نیستی ...
3
کجای این جهان اتفاق افتادی
که پس لرزه ات
دلم را زیر و رو کرده است .
شبیه خرابی ی هیچ تاریخی نیست قلبم .
وحیدوار دارم خاطره ها را
از لا به لای این ویرانی
بیرون می کشم ...
رییس ِجمهور ِ این عشق
به پیام تسلیت ِ تو دلخوشم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:17 توسط وحید پورزارع
|