رحم کن ..دست تو پرپر شدنو می فهمه
متروک
..................................
حرفت را یکبارم که شده ...عوض نکن
بگذار این سوزنبان هر چقدر می خواهد
خط عوض کند !...
گفتی : می رسم با اولین قطار صبح
گفتم : با دسته گلی در بغل منم !..
*
متروکم
و بعد این همه سال
نمی دانم این دسته گل چرا خشک نمی شود ؟! ...
*
عزیزک روزهای دلخوشیم
تمام ساعتها و روزهام
به امید پنجشنبه می گذرد !...
وحید پورزارع
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 17:10 توسط وحید پورزارع
|