چند کوتاه
.......................................................
1
وقتی که نیستی
دست کدام کلمه را بگیرم
کدام واژه ی وحشی را رام کنم
هل بدهم سمت جنگل شعرهام ...
فاصله ، فاصله است عزیز
حالا دست و دکمه
صدا و هق هق
لب تا لب
تخت و خواب
زبان دراز شده اند .
2
قرارمان بود ماه را
از یک زاویه
از یک پنجره ببینیم .
بخندیم و بعد پرده را بکشیم و
بمیریم .
من به آتش سیگارم دل بستم
تنها
اما تو در پروازت به ماه نزدیک تر شو
بگو این رسمش نبود ...
3
به شکل جبران ناپذیری بَدی
و این تنها نقطه ی اشتراک ماست
بعد از نبود من گناه زیباتر است ،
بعد از نبود تو
گریه ساده تر ...
ای مخلوط تلخی و اندوه
عشقت آتشزنه ی این روزهاست
و تقویم دروغگوی بزرگی ست
که تاریخ دوستت دارم ها را
مدام به عقب می کِشد .
4
پنجره برای کسی باز می شود
که دلش ابری ست
حالا فکر کن هوای آن سو بارانی باشد
تکلیف عشق ما را کدام چتر روشن کند ؟
بیا از این شهر برویم
آسمان اگر همسفر شد
در میانه ی راه
گم اش می کنیم
تا او باشد دیگر به جای دل من و تو
تصمیم نگیرد ...
5
به پاییز نمی رسم
و در این شهریور زمستانی
درست مثل برگی
روی شانه ات می افتم .
با دست چپی که شبها سینه ام را
از دکمه جدا می کردی
پرتم می کنی به سمتی
راضی ام اما زیر پاهات
کوچه را به صدای خش خشی معصومانه
عادت نده ...