من زندگی ام را با قاشق های چایخوری اندازه گرفته ام
پشت ميزی که پر از
کتابهای نوشته شده از توست
موريانه ها می رقصند !...
خانم ها و آقايان
لطفا بفرمائيد سر ميز
غذا آماده است٫
کتابهای يک نويسنده بخت برگشته !...
...و تازه اين آغاز داستان بود
و نام زرکوب نويسنده را
چه راحت جويدند
اين ميهمانان شبانه،
و شبهای ديگر
که نوبت به مغز نويسنده رسيد
عنکبوتان اهل هنر
نقدی بر ديوار نوشتند
مثبت از انبوه کتابهای بی نشان .
آه...اين داستان را پايانی نيست
شتری ست که در خانه ی هر
دست به قلمی مي نشيند .
خانم ها و آقايان
لطفا بفرمائيد سر ميز
غذا آماده است !....
وحیدپورزارع
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۳۸۶ ساعت 1:47 توسط وحید پورزارع
|