آفریقا

...........................................

به توان هزار پاهام با یوزپلنگان گرسنه و

سیاهی موهات که آفریقاست

دویده ام !

و فکر می کنم این استاد

حرفی برای گفتن ندارد

وقتی زیر رادیکال

 باران اگر ببارد

بوسه هامان تفریق نمی شود !

هراس هزار درصدی عشق

رهایی بی تقسیم من و

جمع و ضرب و شتم ما و

درس لا حَولَ وَ لا قُوٌه اِلا فقط تو !

آمازون زیر لباس تک تک اساتید

به سمت یک جریان منفی

در حرکت است ،

و قایقهای همیشه سوراخ ، آخ

آرام استاد

دارم شیر به دنیا می آورم

درنده و وحشی تر از توی بی شعور !

درس را باید کامل فهمید عزیزم

بگذار این بیشه پیش از برگشت

سیراب شود !

حالا کنار درختان در باد

نقاشان جوان

غروب آفریقا را طلوع می کشند

و این ساعت هم که همیشه بر عکس

عکسی یادگاری از همه

روی تابلوی اعلانات

پاره می شود ،

انگار پرده های قرمز و

پرده های بی رنگ کلاس

یا گلهای دامن ترم اولی ها !

_ آقا اجازه ..... _

_ می تونم برم بیرون و دیگه بر نگردم ؟ _

_ این اجازه رو دارم که بمیرم ؟ _

_ ساکت بچه ها _

_ کسی دیگه نیست که بخواد بمیره ؟ _

تو دستهات رو بالا نبر

گرمترین نقطه ی  زمین اینجا

آفریقا را کلافه کرده است ،

اما هنوز آنقدر وحشی ست که توش

تو را شکار کنند !

یادگار این سفر

رودخانه ای ست که در جبیهام جاری ست

و به سمت یک جریان مثبت در حرکت است

دریا را بگو ، تو در کجای دورترینت گذاشته ای ؟

چیزی به انتراک اول نمانده و ما هنوز

جزوه از خزعبلات امروز

بر نداشته ایم !

با این همه شیر که در کلاس می دوند

تو دستهات رو بالا نبر

من فکر می کنم باید

بی اجازه بمیریم !

 

 

 

                                                                           وحیدپورزارع